ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

39

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

تهران طهماسب ميرزا ولى محمدخان و سپاهيانش را نيز به تهران فراخواند . نيز به مردم ولايت كرمان فرمان داد كه ولى محمدخان را با آذوقه و مردان جنگى يارى رسانند ، تا بتوان هر چه زودتر به اصفهان حمله كرد . متن رقم شاه طهماسب همراه با خلعت‌هائى براى ولى محمدخان ، حاجى عباس بيگ و ميرزا ابوالقاسم به سيرجان اقامتگاه ولى محمدخان فرستاده شد . بنابراين ولى محمدخان با شتاب تعليقه‌اى به كرمان فرستاد كه مضمونش اين بود : « من به زودى به تن خود آنجا خواهم آمد » حاجى عباس بيگ خلعت طهماسب ميرزا را در كرمان به تن كرده به سپاهيان خود دستور داد كه گوش به زنگ و آمادهء فرمان باشند . خلعت ميرزا ابوالقاسم به بم فرستاده شد . در اين اثنا وضع حومهء لار تقريبا آشفته و شلوغ شد . ميرزا محمد نعيم مستوفى و جانشين پيشين گمبرون كه پس از سيطرهء افغان‌ها بر شهر لار توانسته بود قلعهء شهر را در برابر هجوم آنها حفظ كند به اتلام نوشت : « چندى است مىشنوم ولى محمدخان با سپاهى انبوه به سوى لار در حركت است . » هر چند خدادادخان دوبار كوشيد مير مهر على را شكست دهد خود بيشتر سپاهيانش را از دست داد . نيز در لار شايع بود كه شاهبندر پيشين گمبرون ميرزا زاهد على به دستور شاهزاده صفى ميرزا « 9 » در راه است . خدادادخان كه از نزديك شدن مير مهر على آگاه شد با باقيماندهء افغانان گريخت به ميرزا محمد نعيم نيز نامه‌اى رسيده بود ، بدين مضمون : « رئيس ابوالحسن سر - كردهء سپاهيان سلخار در نبردى با يك افغانى به نام احمد مدنى « 10 » وى را شكست داده و همهء سپاهيانش را كشته است . او نيز به سوى لار در حركت است . » سومين سردار ايرانى كه به سوى لار حركت مىكرد سيد احمدخان بود كه

--> ( 9 ) - صفى ميرزا دومين پسر شاه سلطان حسين و يكى از مدعيان اصلى پادشاهى صفويان است . ( 10 ) - دربارهء شخصيت و زندگانى بعدى شيخ احمد مدنى سركردهء سپاهيان سنى - مذهب بنگريد مقالهء نگارنده با عنوان شورش شيخ احمد مدنى ( 34 - 173 ) را در Studia IraniCa ج ، . . سال 1983 .